پدر و مادر حقوق مشتركي نيز دارند كه بعضي از آنها جزو احكام فقهي است و بعضي جزو كمالات اخلاقي . يكي از آن حقوق « حق حضانت » است . «حضن » به معناي آغوش است و منظور از آن ، نگهداري و سرپرستي است و اين حقي است هم براي پدر و مادر و هم حقي است واجب بر آن ها ...
حق حضانت :
پدر و مادر حقوق مشتركي نيز دارند كه بعضي از آنها جزو احكام فقهي است و بعضي جزو كمالات اخلاقي .
يكي از آن حقوق « حق حضانت » است . «حضن » به معناي آغوش است و منظور از آن ، نگهداري و سرپرستي است و اين حقي است هم براي پدر و مادر و هم حقي است واجب بر آن ها ، يعني پدر و مادر در محدوده ي زماني خاص و تا قبل از بلوغ ، فرزند را در كنار خود نگه دارند .
محدوده ي حق حضانت مادر نسبت به پسر تا دو سالگي و نسبت به دختر تا هفت سالگي است و پدر پس از آن در نگهداري و تربيت فرزند اولي است . حق حضانت اختصاص به صورت طلاق ندارد ، بلكه اگر پدر به هر دليلي در جاي ديگري زندگي مي كند ، مي تواند فرزند را تا مدت حق الحضانه نزد خود نگه دارد و در مدت حضانت ، مادر حق ندارد او را جدا كند و اگر مادر با طلاق يا فسخ از پدر جدا شد ، حق الحضانه ي او ساقط نمي شود ، مگر اينكه با ديگري ازدواج كند كه در اين صورت ، حق منتقل به پدر مي شود و اگر پدر يا مادر فوت كند ، حق حضانت منتقل به ديگري مي شود و هيچ كس از پدر و مادر به نگهداري فرزندشان سزاوارتر نيست ، حتي اگر مادر ازدواج كرده باشد . گرچه ولايت و حق تصرف در اموال فرزند از آن جد پدري يا وصي وقيم است ولي نگهداري بر فرض فوت پدر حق مادر است .
ü حق نفقه :
از حقوق مشترك والدين ، حق نفقه است . نفقه ي پدر و مادر در صورت نياز ، بر عهده ي فرزند است اگر تمكن داشته باشد ، چه پسر باشد و چه دختر ، البته نفقه ي پدر و مادر بعد از نفقه ي زوجه است در ترتيب ، يعني اگر مرد نتواند نفقه ي همه ي آن ها را بپردازد ، بايد ابتدا نفقه ي لازم همسر را بپردازد و اگر چيزي اضافه شده نفقه ي پدر و مادر و فرزندان را بدهد و نفقه ي پدر و مادر مانند نفقه ي فرزندان است و واجب . پس اگر هم نيازمند باشند و نفقه كم باشد ، بايد ميان آنها تقسيم كند . مسايل و فروع مربوط به لزوم نفقه بسيار است كه در كتب مفصل فقهي كاملاً به آن پرداخته شده است .
امام صادق (ع) مي فرمايد : « پدر و مادر را بر فرزند سه حق است : شكر آنان در هر حال ، اطاعتشان در هر امر و نهي كه معصيت خدا نباشد و خيرخواهي براي آنها در نهان و عيان و فرزند را بر آنان سه حق است : مادر خوب انتخاب كردن ، نام خوب نهادن و پرورش خوب دادن .»2
ü وظيفه ي فرزند در خصوص مادر و پدر :
انسان بايد متوجه باشد كه بعد از ازدواج و يافتن خانواده و اولاد ، در پاس احترام به پدر و مادر كوتاهي نكند و بحث زن و فرزند موجب نشود كه دست از همراهي و خدمتگزاري پدر و مادر بر دارد ، مثل بعضي از فرزندان اين زمان كه چون پدر و مادر با هزاران زحمت براي فرزند خود ، همسري گرفته و خانواده اي تشكيل مي دهند ، آن فرزند به زودي پدر و مادر را فراموش مي كند و ملاحظه نمي كند كه پدر و مادر بيچاره مدت زمان زيادي تحمل چگونه زحماتي را نموده اند .
پس اگر فرضاً شارع مقدس اسلام به اين مقدار مبالغه و سفارش درباره ي پدر ومادر ننموده بود و ما به وجدان و عقل خود مقايسه مي نموديم ، مي بايست زحمات آنها را مادام الحيات درباره ي اطاعت و انقياد امر پدر و مادر در مثل عبد زر خريده باشيم و اصلاً و ابداً كوچك ترين موجبات افسردگي خاطر آنها را فراهم نياوريم و دل مملو از عاطفه و مهرباني آنها را به واسطه ي عدم رعايت شئونات آن ها ، از خود سرد و افسرده ننماييم .
شارع مقدس ، آن چنان كه گفته شد درباره ي پدر و مادر مبالغه و سفارش فراواني نموده است كه از آن جمله آيات 23 و 24 سوره ي اسراء است كه چنين مي فرمايد :
« حكم نموده پروردگار تو كه عبادت نكنيد مگر خداي يگانه را و حكم فرموده بر اين كه به پد رو مادر احسان و نيكي نماييد و اگر يكي از آنها يا هر دو به سن پيري و شكستگي رسيدند ، در احترام آن ها كوتاهي نكنيد . به آن ها اف نگوييد و آن ها را از نزد خود دور نسازيد ، بلكه با سخن نيك و پاكيزه با آنها مذاكره نماييد و در پيشگاه آن ها بال ذلت و انكسار و كوچكي بگسترانيد و در حقشان دعا كنيد و به خدا عرض نماييد : پروردگارا ! چنان چه آن ها در حال صغر و كوچكي ، ما را نوازش كردند و ما را در دامان محبت خود پرورش دادند ، تو هم بر آن ها رحم كن و آنها را در حال پيري و شكستگي مورد عنايت و لطف خود قرار ده .»
و امام باقر عليه السلام مي فرمايد : « سه چيز است كه خداوند عزوجل اجازه ي ترك آنها را به هيچ كس نداده است : اداي امانت به نيكوكار و بدكار ، وفاي به عهد چه نيكوكار و چه بدكار ، نيكي به پدر و مادر چه نيكوكار و چه گنهكار » 3 پس رعايت حق پدر و مادر را نمودن ، موفقيت هاي معنوي زيادي را نصيب فرزندان مي سازد .
چقدر شايسته است آن هايي كه سايه ي پدر و مادر بر سر دارند ، حداكثر مراقبت را در احسان و احترام به آنها بنمايند و در اداي حقوق آنها بالاترين كوشش را انجام دهند و اگر پدر و مادر فوت نموده اند ، كار خير و صدقات جاريه انجام داده و ثواب آنها را بر والدين اهدا نمايند كه در عالم برزخ خوشحال شده و براي فرزندان دعا مي كنند .
امام صادق (ع) فرمود : «حسن سلوك نيكي به پدر و مادر ، از حسن شناخت معرفت به حق تعالي است . چرا كه هيچ عبادتي انسان را به سرعت نيكي به پدر و مادر ، به خشنودي حضرت دوست نمي رساند ،آن هم احساني كه محض تحصيل رضاي پروردگار باشد .»4
ü سفارش ولي عصر(عج) نسبت به پدر :
آقا سيد محمد موسوي نجفي معروف به هندي كه از اتقياي علما و ائمه ي جماعت حرم امير المومنين (ع) است . نقل كرده از جناب شيخ باقر فرزند شيخ هادي كاظميني مجاور نجف اشرف و ايشان از شخص مورد اعتمادي كه به دلاكي اشتغال داشت . آن شخص را پدر پيري بود كه هيچ گونه كوتاهي نسبت به خدمتگزاري او نمي كرد ، پيوسته ملازم خدمت او بود ، مگر در شب چهارشنبه كه به مسجد سهله مي رفت و در آن شب به واسطه ي اعمال مسجد سهله و شب زنده داري در آن جا ، از خدمت پدر معذور بود ؛ ولي پس از مدتي ترك كرد و ديگر به مسجد نرفت .
از او پرسيدم : چرا رفتن به مسجد سهله را ترك كردي ؟ گفت : چهل شب چهارشنبه به آن جا رفتم ؛ شب چهارشنبه ي چهلم رفتنم به تاخير افتاد تا نزديك غروب . در آن وقت تك و تنها بيرون رفتم و با همان وضع به مسير خود ادامه دادم تا يك سوم راه باقي ماند . كم كم مهتاب مقداري از تاريكي شب را به روشنايي تبديل كرد . در اين هنگام شخص عربي را ديدم كه بر اسبي سوار است و به طرف من مي آيد . در دل خود گفتم :الآن اين مرد راهزن مرا برهنه مي كند .
همين كه به من رسيد ، با زبان عرب بدوي شروع به صحبت كرد و پرسيد : كجا مي روي ؟ گفتم : مسجد سهله . گفت : با تو چيز خوردني هست ؟ جواب دادم :نه . فرمود : دست خود را در جيب كن . گفتم : در آن چيزي نيست . باز آن سخن را به تندي تكرار كرد . من دست در جيب كردم ، مقداري كشمش يافتم كه براي كودك خود خريده بودم و از خاطرم رفته بود كه به او بدهم . آنگاه به من فرمود : «اوصيك بالعود » سه مرتبه و عود به زبان عرب بدوي پدر پير را مي گويند ، يعني : سفارش مي كنم تو را به پدر پيرت . بعد از اين سخن ناگاه از نظرم ناپديد شد . فهميدم كه او مهدي (عج) بود و دانستم كه آن جناب راضي به ترك خدمت پدرم نيست حتي در شب چهارشنبه . از آن رو ديگر به مسجد سهله نرفتم و اين كار را ترك نمودم. 5
زيرنويس ها :
1 . رساله ي حقوق امام سجاد (ع) /ص 303- ص 310
2 . تحف العقول /ص 337
3 . تاريخ يعقوبي /ص 95
4 . مستدرك /ج 15 /ص 198
5 . منتهي الامال /ج 2/ص 32 .