ورود کاربر

مقام معظم رهبری«مدظله العالی»: در ماه رمضان در حد توان خودمان بايد مراقبت كنيم، رفتار خودمان را تصحيح كنيم؛ فكرمان را، قولمان را، عملمان را تصحيح كنيم؛ بگرديم اشكالاتش را پيدا كنيم، آن اشكالات را برطرف كنيم. اين تصحيح در چه جهتى باشد؟ در جهت تقوا.

سه شنبه   16 / شهريور / 1389 |   2010 / سپتامبر / 7

 
بازگشت  نسخه چاپي 1388/08/13 مشاهده شده :  881
 

بخش دوم
حق مادر و پدر


پدر و مادر حقوق مشتركي نيز دارند كه بعضي از آنها جزو احكام فقهي است و بعضي جزو كمالات اخلاقي . يكي از آن حقوق « حق حضانت » است . «حضن » به معناي آغوش است و منظور از آن ، نگهداري و سرپرستي است و اين حقي است هم براي پدر و مادر و هم حقي است واجب بر آن ها ...

حق حضانت :

پدر و مادر حقوق مشتركي نيز دارند كه بعضي از آنها جزو احكام فقهي است و بعضي جزو كمالات اخلاقي .

يكي از آن حقوق « حق حضانت » است . «حضن » به معناي آغوش است و منظور از آن ، نگهداري و سرپرستي است و اين حقي است هم براي پدر و مادر و هم حقي است واجب بر آن ها ، يعني پدر و مادر در محدوده ي زماني خاص و تا قبل از بلوغ ، فرزند را در كنار خود نگه دارند .

محدوده ي حق حضانت مادر نسبت به پسر تا دو سالگي و نسبت به دختر تا هفت سالگي است و پدر پس از آن در نگهداري و تربيت فرزند اولي است . حق حضانت اختصاص به صورت طلاق ندارد ، بلكه اگر پدر به هر دليلي در جاي ديگري زندگي مي كند ، مي تواند فرزند را تا مدت حق الحضانه نزد خود نگه دارد و در مدت حضانت ، مادر حق ندارد او را جدا كند و اگر مادر با طلاق يا فسخ از پدر جدا شد ، حق الحضانه ي او ساقط نمي شود ، مگر اينكه با ديگري ازدواج كند كه در اين صورت ، حق منتقل به  پدر مي شود و اگر پدر يا مادر فوت كند ، حق حضانت منتقل به ديگري مي شود و هيچ كس از پدر و مادر به نگهداري فرزندشان سزاوارتر نيست ، حتي اگر مادر ازدواج كرده باشد . گرچه ولايت و حق تصرف در اموال فرزند از آن جد پدري يا وصي وقيم است ولي نگهداري بر فرض فوت پدر حق مادر است .

ü       حق نفقه :

از حقوق مشترك والدين ، حق نفقه است . نفقه ي پدر و مادر در صورت نياز ، بر عهده ي فرزند است اگر تمكن داشته باشد ، چه پسر باشد و چه دختر ، البته نفقه ي پدر و مادر بعد از نفقه ي زوجه است در ترتيب ، يعني اگر مرد نتواند نفقه ي همه ي آن ها را بپردازد ، بايد ابتدا نفقه ي لازم همسر را بپردازد و اگر چيزي اضافه شده نفقه ي پدر و مادر و فرزندان را بدهد و نفقه ي پدر و مادر مانند نفقه ي فرزندان است و واجب . پس اگر هم نيازمند باشند و نفقه كم باشد ، بايد ميان آنها تقسيم كند . مسايل و فروع مربوط به لزوم نفقه بسيار است كه در كتب مفصل فقهي كاملاً به آن پرداخته شده است .

امام صادق (ع) مي فرمايد : « پدر و مادر را بر فرزند سه حق است : شكر آنان در هر حال ، اطاعتشان در هر امر و نهي كه معصيت خدا نباشد و خيرخواهي براي آنها در نهان و عيان و فرزند را بر آنان سه حق است : مادر خوب انتخاب كردن ، نام خوب نهادن و پرورش خوب دادن .»2

ü       وظيفه ي فرزند در خصوص مادر و پدر :

انسان بايد متوجه باشد كه بعد از ازدواج و يافتن خانواده و اولاد ، در پاس احترام به پدر و مادر كوتاهي نكند و بحث زن و فرزند موجب نشود كه دست از همراهي و خدمتگزاري پدر و مادر بر دارد ، مثل بعضي از فرزندان اين زمان كه چون پدر و مادر با هزاران زحمت براي فرزند خود ، همسري گرفته و خانواده اي تشكيل مي دهند ، آن فرزند به زودي پدر و مادر را فراموش مي كند و ملاحظه نمي كند كه پدر و مادر بيچاره مدت زمان زيادي تحمل چگونه زحماتي را نموده اند .

پس اگر فرضاً شارع مقدس اسلام به اين مقدار مبالغه و سفارش درباره ي پدر ومادر ننموده بود و ما به وجدان و عقل خود مقايسه مي نموديم ، مي بايست زحمات آنها را مادام الحيات درباره ي اطاعت و انقياد امر پدر و مادر در مثل عبد زر خريده باشيم و اصلاً و ابداً كوچك ترين موجبات افسردگي خاطر آنها را فراهم نياوريم و دل مملو از عاطفه و مهرباني آنها را به واسطه ي عدم رعايت شئونات آن ها ، از خود سرد و افسرده ننماييم .

شارع مقدس ، آن چنان كه گفته شد درباره ي پدر و مادر مبالغه و سفارش فراواني نموده است كه از آن جمله آيات 23 و 24 سوره ي اسراء است كه چنين مي فرمايد :

« حكم نموده پروردگار تو كه عبادت نكنيد مگر خداي يگانه را و حكم فرموده بر اين كه به پد رو مادر احسان و نيكي نماييد و اگر يكي از آنها يا هر دو به سن پيري و شكستگي رسيدند ، در احترام آن ها كوتاهي نكنيد . به آن ها اف نگوييد و آن ها را از نزد خود دور نسازيد ، بلكه با سخن نيك و پاكيزه با آنها مذاكره نماييد و در پيشگاه آن ها بال ذلت و انكسار و كوچكي بگسترانيد و در حقشان دعا كنيد و به خدا عرض نماييد : پروردگارا ! چنان چه آن ها در حال صغر و كوچكي ، ما را نوازش كردند و ما را در دامان محبت خود پرورش دادند ، تو هم بر آن ها رحم كن و آنها را در حال پيري و شكستگي مورد عنايت و لطف خود قرار ده .»

و امام باقر عليه السلام مي فرمايد : « سه چيز است كه خداوند عزوجل اجازه ي ترك آنها را به هيچ كس نداده است : اداي امانت به نيكوكار و بدكار ، وفاي به عهد چه نيكوكار و چه بدكار ، نيكي به پدر و مادر چه نيكوكار و چه گنهكار » 3 پس رعايت حق پدر و مادر را نمودن ، موفقيت هاي معنوي زيادي را نصيب فرزندان مي سازد .

چقدر شايسته است آن هايي كه سايه ي پدر و مادر بر سر دارند ، حداكثر مراقبت را در احسان و احترام به آنها بنمايند و در اداي حقوق آنها بالاترين كوشش را انجام دهند و اگر پدر و مادر فوت نموده اند ، كار خير و صدقات جاريه انجام داده و ثواب آنها را بر والدين اهدا نمايند كه در عالم برزخ خوشحال شده و براي فرزندان دعا مي كنند .

امام صادق (ع) فرمود : «حسن سلوك نيكي به پدر و مادر ، از حسن شناخت معرفت به حق تعالي است . چرا كه هيچ عبادتي انسان را به سرعت نيكي به پدر و مادر ، به خشنودي حضرت دوست نمي رساند ،آن هم احساني كه محض تحصيل رضاي پروردگار باشد .»4

ü       سفارش ولي عصر(عج) نسبت به پدر :

آقا سيد محمد موسوي نجفي معروف به هندي كه از اتقياي علما و ائمه ي جماعت حرم امير المومنين (ع) است . نقل كرده از جناب شيخ باقر فرزند شيخ هادي كاظميني مجاور نجف اشرف و ايشان از شخص مورد اعتمادي كه به دلاكي اشتغال داشت . آن شخص را پدر پيري بود كه هيچ گونه كوتاهي نسبت به خدمتگزاري او نمي كرد ، پيوسته ملازم خدمت او بود ، مگر در شب چهارشنبه كه به مسجد سهله مي رفت و در آن شب به واسطه ي اعمال مسجد سهله و شب زنده داري در آن جا ، از خدمت پدر معذور بود ؛ ولي پس از مدتي ترك كرد و ديگر به مسجد نرفت .

از او پرسيدم : چرا رفتن به مسجد سهله را ترك كردي ؟ گفت : چهل شب چهارشنبه به آن جا رفتم ؛ شب چهارشنبه ي چهلم رفتنم به تاخير افتاد تا نزديك غروب . در آن وقت تك و تنها بيرون رفتم و با همان وضع به مسير خود ادامه دادم تا يك سوم راه باقي ماند . كم كم مهتاب مقداري از تاريكي شب را به روشنايي تبديل كرد . در اين هنگام شخص عربي را ديدم كه بر اسبي سوار است و به طرف من مي آيد . در دل خود گفتم :الآن اين مرد راهزن مرا برهنه مي كند .

همين كه به من رسيد ، با زبان عرب بدوي شروع به صحبت كرد و پرسيد : كجا مي روي ؟ گفتم : مسجد سهله . گفت : با تو چيز خوردني هست ؟ جواب دادم :نه . فرمود : دست خود را در جيب كن . گفتم : در آن چيزي نيست . باز آن سخن را به تندي تكرار كرد . من دست در جيب كردم ، مقداري كشمش يافتم كه براي كودك خود خريده بودم و از خاطرم رفته بود كه به او بدهم . آنگاه به من فرمود : «اوصيك بالعود » سه مرتبه و عود به زبان عرب بدوي پدر پير را  مي گويند ، يعني : سفارش مي كنم تو را به پدر پيرت . بعد از اين سخن ناگاه از نظرم ناپديد شد . فهميدم كه او مهدي (عج) بود و دانستم كه آن جناب راضي به ترك خدمت پدرم نيست حتي در شب چهارشنبه . از آن رو ديگر به مسجد سهله نرفتم و اين كار را ترك نمودم. 5

           زيرنويس ها :

1 . رساله ي حقوق امام سجاد (ع) /ص 303- ص 310

2 . تحف العقول /ص 337

3 . تاريخ يعقوبي /ص 95

4 . مستدرك /ج 15 /ص 198

5 . منتهي الامال /ج 2/ص 32 .