ورود کاربر

مقام معظم رهبری«مدظله العالی»: در ماه رمضان در حد توان خودمان بايد مراقبت كنيم، رفتار خودمان را تصحيح كنيم؛ فكرمان را، قولمان را، عملمان را تصحيح كنيم؛ بگرديم اشكالاتش را پيدا كنيم، آن اشكالات را برطرف كنيم. اين تصحيح در چه جهتى باشد؟ در جهت تقوا.

سه شنبه   16 / شهريور / 1389 |   2010 / سپتامبر / 7

 
بازگشت  نسخه چاپي 1388/08/13 مشاهده شده :  509
 


بانو امين


بانو امين در سال 1308 هـ . ق متولد گرديد . پدرش حاج سيد محمد علي بن حسن حسيني ، مشهور به امين التجار اصفهاني و مادرش دختر حاج سيد مهدي جناب و دائي ايشان مرحوم شريعت اصفهاني بود .

بانو امين ( 1308 – 1403 هـ . ق )

بانو امين در سال 1308 هـ . ق متولد گرديد . پدرش حاج سيد محمد علي بن حسن حسيني ، مشهور به امين التجار اصفهاني و مادرش دختر حاج سيد مهدي جناب و دائي ايشان مرحوم شريعت اصفهاني بود . ازاوان كودكي ، به تحصيل علم پرداخت و پس از آموزش و يادگيري مقدمات ، در محضر حاج آخوند زفره اي ، سالياني دراز در فقه و اصول فرائد و فصول و كفايه و خارج صلاه و طهارت و در كلام شوراق الالهام و در فلسفه از ابتدا تا الهيات اسفار را در خدمت آقا سيد علي نجف آبادي آموخت .

سپس ايشان در سن پانزده سالگي ، به عقد ازدواج پسر عم خود ، حاج ميرزا معين التجار در آمد و در حين تعهد به انجام وظايف همسري و خانه داري ، سعي در تحصيل علم و كسب آگاهي داشت بدان پايه كه مواقعي كه به ميهماني هم كه مي رفت ، كتاب به همراه مي برد . از استاد او منقول است كه : روزي دختر ايشان در گذشت . من تعيين كردم كه اودرس راتعطيل خواهد كردولي بانو سر درس حاضر شد.چون من گفتم:‌امروزكه مصيبت زده ايدتعطيل كنيد،‌ گفت : نه مهم نيست . او رفت به رحمت خدا . ما چرا درس را تعطيل كنيم . « خداوند دو نعمت را بر من فراهم آورده بود . يكي را پس گرفت و ديگري را كه درس خواندن باشد ، چرا خودم از دست بدهم .»

در اثر اين گونه استقامت و بذل و سعي و كوشش ، به مراتب علمي بالايي رسيد . از پي امتحان كتبي ، به دريافت اجازه ي اجتهاد از آقاي ميرزا آقاي اصطهبا ناتي ، حاج شيخ محمد كاظم شيرازي ، آيه الله حائري ، آيه الله نجفي مرعشي و همچنين اجازه ي روايت از آقا شيخ محمد رضا مسجد شاهي ، نائل آمد .

اين مفسره ي بزرگ ، كه با 30 واسطه ، نسب مباركشان به اميرالمومنين (ع) مي رسد ، در يك عمر 97 ساله ، در بحراني ترين دوره ها و در زير شديدترين فشارها و تهاجمات    ضد ديني حكومت پهلوي ، تحصيلات عميق ، تحقيقاتي وسيع ، تاليفاتي متين و گسترده ، تدريس و تربيت هايي اعجاب انگيز و افتخارآميز و خدماتي شايسته و بي نظير ، در زمينه ي علوم ديني و نشر و ترويج افكار اسلامي ، عرضه نمودند كه نمونه ي بارز آن تدريس ، سخنراني و ارشاد براي صدها زن و دختر علاقمند است .

مهم ترين استاد و مربي حاجيه خانم امين كه نقش اساسي در ساختن شخصيت علمي ، اجتهادي و تفسيري اين بانوي بزرگ داشته است هم چنان كه گفته شد فقيه و حكيم محقق و وارسته آيه الله سيد علي نجف آبادي مي باشد . ايشان مي گويند :« حكمت را دائي ام به من درس داد و يكي نيست كه من به او درس بدهم ، من مي خواهم به اين خانم درس بدهم تااز من يادگاري مانده باشد .»1

هنگامي كه كتاب (الاربعين الهاشميه ) ي بانوي ايراني به حوزه ي نجف رسيد و علماي بزرگ آن حوزه ، با محتواي كتاب آشنايي يافتند ، از انديشه ي بلند مؤلف كتاب به اعجاب رسيدند . همين امر زمينه را براي مقدمات امتحانات دقيق علمي از اين بانو فراهم نمود تا علماء نجف براي دادن اجازه ي اجتهاد به ايشان تصميم گيري نمايند . آيه الله سيد علي نجف آبادي فرموده اند :« بانو امين هر چه در اين كتاب نوشته اند ، از تراوشات فكري خودشان بوده است و ربطي به تعليمات من ندارد » به اين وسيله قدرت تحقيق و افكار بلند خانم علويه امين را مورد تاييد قرار دادند .

مقامات علمي بانو امين : خانم امين در چهل سالگي به درجه اي مي رسد كه بعضي از علما و مراجع تقليد از جمله مرحوم آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري ، آيه الله العظمي شيخ محمد كاظم شيرازي و آيه الله سيد ابراهيم حسيني شيرازي اصطهبا ناتي پس از طرح پرسش هاي بسيار و دريافت پاسخ هاي مكفي و مطمئن به ايشان اجازه ي اجتهاد در احكام شرع را مي دهند . خانم امين همچنين از آيه الله شيخ محمد رضا نجفي اصفهاني و حجه الاسلام و المسلمين مظاهري نجفي اصفهاني اجازه ي روايت دريافت داشت . سپس آيه الله العظمي مرعشي نجفي و حجه الاسلام والمسلمين زهيرالحسون نيز به ايشان اجازه ي روايت دادند .

خدمات فرهنگي بانوامين : بانو امين با احساس مسئوليت اجتماعي و ديني كه داشت در سال 1344هـ .ش ، حوزه اي به نام مكتب فاطمه (س) را براي بانوان تاسيس نمود كه در آن مركز در حدود هزار شاگرد پرورش يافتند . تاسيس اين مكتب ، يك حركت علمي و فرهنگي در ميان جامعه ي زنان بود كه در آن مركز ، بانوان علاقه مند به كسب علم و فضيلت به تحصيل علوم ديني در رشته هاي فقه ، اصول ، حكمت ، عرفان ، فلسفه و اخلاق پرداختند .

 -تاليفات بانوامين : ايشان داراي آثار و تاليفات متعددي است كه از آن جمله مي توان به كتب :

1.       «الاربعين الهاشميه » كه در سال 1356 هـ .ق تاليف و داراي 334 صفحه در شرح چهل حديث اخلاقي و كلامي است .

2.       « اخلاق و راه سعادت بشر » كه اقتباسي از اخلاق ابن مسكويه است در سال 1324 هـ . ش تاليف شد .

3.       « جامع الشتات » كه در مسائل مختلف و متفرقه نوشته شده است .

4.       روش خوشبختي يا توصيه به خواهران ديني كه در سال 1371 هـ.ق تاليف شده است .

5.       سير و سلوك در روش اولياء كه در سال 1323 هـ .ش نوشته شد .

6.       مخزن اللئالي در فضايل و مناقب مولي الموالي علي (ع) كه در زمينه ي حديث است .

7.       معاد يا آخرين سير بشر كه در سال 1326 هـ . ش تاليف گرديد .

8.   تفسير مخزن العرفان كه بانوامين در سال 1326 هـ . ش شروع به تاليف نمود ، يك دوره تفسير كامل قرآن است كه از سوي انتشارات نهضت زنان مسلمان در سال 1361 هـ .ش چاپ و انتشار يافت . اين كتاب از مهم ترين آثار خانم امين است كه در 15 جلد به رشته ي تحرير در آمده و هر جلد ، حدود 400 صفحه است كه در مجموع 6000 صفحه مي گردد. اين كتاب حاوي مطالب عرفاني ، آموزه هاي اخلاقي و شامل حقايق تابناك قرآني است. ايشان در آغاز پيشگفتار ، پس از بازگويي فضيلت قرآن ، تذكرات سودمندي را پيرامون تفسير و علوم قرآني داده و تفسير خود را با سوره ي فاتحه آغاز و با سوره ي الناس با اين سخن به پايان مي برد كه :« از بعضي از علماي تفسير ، وارد شده است كه چون اول قرآن با حروف « با» بسم الله افتتاح گرديد و آخر قرآن ، با حرف سین        « والناس » خاتمه پذيرفته است دراينجا سري و نكته اي عجيب مكنون است . زيرا اين حرف «با» و«سين» را وقتي با هم جمع مي كنيم ، در كلمه ي «بس » را تشكيل مي دهد و در عربي «بسبك» به معني «حسبك» آيد و معني آن چنين مي شود : « حسبك من الكونين ما اعظيناك بين الحرفين » يعني :« تو را از هر دو جهان كافي است آن چه را به تو در بين اين دو حرف عطا نموديم .» و يعني بر زن و مرد مسلمان كافي است كه هر دو پيرو آن ( قرآن) باشند ، تا آنان را به سعادت و فيروزمندي دنيا و آخرت برساند .»2

 
علامه محمد تقي جعفري (ره) در حق خانم امين مي گويند : « با توجه به آثار قلمي كه از خانم امين در دسترس ما است به طور قطع مي توان ايشان را از علماي برجسته ي عالم تشيع معرفي نمود .»3

خانم امين ،آثار خود را ، تحت نام « يك بانوي ايراني » و بدون تصريح به نام خويش منتشر مي نمود .

وفات ايشان : بانو امين ، پس از عمر پر بركت 99 ساله ، كه همه را در راه خدمت به معارف عاليه ي اسلامي صرف نمود و پس از تشكيل صدها جلسه ي درس و تدريس در مراكز عاليه ي علمي و دانشگاه ها ، سرانجام در 29 ربيع الثاني سال 1403 هجري قمري به رحمت ايزدي پيوست و آثار ارزشمندي از خود به يادگار نهاد .

o   يكي از خبرنگاران نشريات مربوط به زنان ، مصاحبه اي با آن بانو انجام داده اند كه به علت مشتمل بودن به جزئيات افكار و انديشه هاي علمي آن بانوي مفسره ذيلاً آورده مي شود :

س : ميل داشتم قبل از هر چيز ، در مورد زندگيتان ، تحصيلاتتان و به طور كلي گذشته اي كه عقيده داريم سراپا افتخار است ، شرح كوتاهي بشنويم .

ج : شرح زندگي ام ، خيلي عادي است و حادثه ي مهم و چشمگيري نداشته است . در 15 سالگي ازدواج كردم و مشغول خانه داري و بچه داري شدم . در ضمن به خواندن كتاب از همان * كودكي عشق مي ورزيدم ، ولي نه هركتابي . بلكه با كتاب هايي كه جنبه ي معنويت آن ها زياد بود . درست به ياد دارم در اوقاتي كه همراه بچه هاي هم سن خود بودم ، مثل آنها تفريح و گردش نمي كردم ، بلكه مشتاق بودم بيشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فكر كنم زيرا در وجود خود گمشده اي داشتم.اگر در مجالس عمومي هم مي رفتم باز در حال تفكر بودم و همواره در مقام اين بودم كه پا از جاده ي شريعت بيرون نگذارم . در ميان علوم به خداشناسي و علومي كه مربوط به خداوند بود بيشتر علاقه داشتم . دائم در طلب حقيقتي پويا بودم . سرانجام ، در صدد برآمدم به  تحصیل زبان عربي بپردازم ، شايد از اين راه گمشده ي خود را پيدا كنم و به خدا نزديك شوم . در حدود 11 ، 12 سالگي به تحصيل زبان عربي پرداختم ولي لطف پروردگار همواره بدرقه ي راهم بود و در حين تحصيل هم گاهي حالات خوش و نوراني نصيبم مي شد تا اين كه به نوشتن كتاب «الاربعين » موفق شدم . علماي نجف كه از نوشتن اربعين اطلاع پيدا كردند سؤالاتي راجع به نقد آن ، كتباً از من نمودند . پس از آن كه جواب ايشان را دادم درجه ي اجتهاد به من عطا فرمودند . از آن به بعد نيز مشغول تاليف كتاب بوده ام .

س : آيا علم شما بيشتر از راه آموختن بوده يا به شما الهام هم مي شود ؟ در مورد علم و نور علمي توضيحي برايمان بدهيد ؟

ج : آن چه در علوم و معنويات غير از بحث الفاظ فهميده ام بيشتر از همين راه ها بوده و در نوشته هايم ، كمتر از امور خارجي كمك گرفته ام . نمي گويم كه از غيب خبر دارم و از حال و باطن كسي ؛ اما اغلب معنويات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام ، بلكه از اين حالات آورده ام . غالب نوشته هايم : با ارشاد خدا و كمك او بوده است .

- اما علم آن طور كه حضرت رسول خدا(ص)مي فرمايند ، سه قسم است :

1 . « آيه ي محكمه » كه علما تعبير نموده اند مقصود علم خداشناسي است .

2 . « فريضه ي عادله » كه مقصود علم اخلاق و حكمت علمي است .

3 . « سنت قائمه » كه مقصود علم و احكام است و غرض از نور علمي ، همين نور معرفت به خدا ، معرفت به اخلاق خوب و بد و معرفت به احكام شريعت است .

س : اين نور علمي چگونه به دست مي آيد ؟

ج : ابتدا بايد تحصيل علم نمود . تحصيل مقدمه اي است براي به دست آوردن اين نور معرفت . سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام از عمل برآمدن آن ، تزكيه ي نفس ، مبارزه با هواي نفساني و خواهش هاي دل و تمام صفات ناپسندي كه در انسان وجود دارد از قبيل حسد ، كبر ، طمع و محبت دنيا و دورساختن اينها از خود . در صدد كسب ايماني با دليل و برهان و استدلال آمدن ، برآوردن واجبات و بالاخره ترك محرمات نمودن .

س : بهترين كتابي كه خوانده ايد ، چه كتابي بوده است ؟

ج : بهترين كتاب درسي كه براي من خيلي مفيد و قابل استفاده بود « اسفارملاصدرا» بوده است كه در چهارجلد است . من تنها دو جلدش را مطالعه نموده ام و روحيه ام كاملاً با آن كتاب ، مناسب بوده است . اين كتاب ، حاوي يك سلسله معارفي است و براي فهميدن آن ، بايد حتماً يك دوره حكمت خوانده باشيد . بعد از اين كتاب ، بيشتر به كتب اخبار ، احاديث و تفسير علاقمندم ، مخصوصاً تفاسيري هم چون مجمع البيان مرحوم طبرسي .

س : آيا مي توان گفت مردان بهتر از زنانند و برايشان ، يك نوع برتري و تفوق دارند ؟

ج : به هيچ وجه نمي توان چنين حرفي را زد كه همه ي مردان به طور كلي از همه ي زنان برتر هستند . ما زناني چون فاطمه (س) ، خديجه (س) و مريم(س) و بسياري زنان ديگري را داريم كه از خيلي مردها بهتر بوده اند . در بعضي مسائل ، خداوند براي مردان امتيازها قائل شده است . يك مسئله كلي به كلي است نه فرد به فرد . منقصه اي كه در قرآن براي زنان ذكر شده است ، يكي آيه اي است كه در آن بيان شده ، زنان نمي توانند فسخ خصومات كنند و اگر در طرف حِكم واقع شوند از عهده ي مجاب كردن ديگري بر نمي آيند .

منقصه ي ديگر اين است كه زن داراي يك حالت جلوه گري و خودنمايي است و كمتر به كمالات نفساني               مي پردازد . البته اين غريزه اي است كه خداوند در او قرار داده است . حكمت حجاب هم ، مسلماً روي همين اصل است . ولي اينها مطالب كلي است و البته بعضي زن ها هستند كه از اين حالت مستثني هستند و درباره ي همه ي زنان به طور كلي صدق نمي كند . مثلاً : ممكن است زني پيدا بشود كه بتواند فسخ خصومات كند يا قضاوت نمايد .

س : آيا اين حالت خودنمايي در زنان بايد كشته شود ؟

ج : در مورد حلال و حرامش خوب است ، ولي در موارد ديگران ، بايد تا حد امكان با آن صفت مبارزه كنند چون باقي بودن اين صفت ، باعث انحراف او مي شود ، زيرا نوعي از شهوت است . در اين كه خداوند اين صفت را در زن قرار داده است حكمتي است كه مردان به او راغب شوند ، ازدواج و در نتيجه توليد نسل صورت گيرد و در ثاني ، زن تحت سرپرستي و مديريت مرد قرار گيرد .

س : به نظر شما ، در عصر حاضر ، بهترين جهاد براي زنان چيست ؟

ج : در موقعيت امروز آن چه براي زنان ، در درجه ي اول اهميت قرار دارد ، اين است كه با نفس و دل خواهي هاي خود ، در مورد زر و زيور ، طرز لباس پوشيدن و به مدل هاي گوناگون در آمدن ، مبارزه كنند . با اينكه اين كار مشكل به نظر مي رسد ولي در نتيجه ي آن به كمالات معنوي زودتر نايل مي شوند . پس بهترين جهاد براي زنان حفظ پوشش است .

س : در پايان تقاضامنديم اگر پيامي براي دختران جوان داريد و اين كه شرط رسيدگي آنان در چيست را بفرماييد؟

ج : همان طور كه در كتاب « روش خوشبختي » نوشته ايم ، سعادت شما به دو جنبه ي جسماني و روحاني بستگي دارد ، كه بايد مراقب هر دوجنبه باشيد . راجع به جنبه ي روحاني ، بايد در صدد تكميل صفات نيك و انساني برآيند و از صفات بارز زن ، همان پاكدامني و عفت است به طوري كه علماي اخلاق گفته اند : عمده ي شرافت زن در عفت است ، آن چنان كه شرافت مرد در شجاعت است . زنان تا حد امكان ، بايد خود را در مقابل چشم مردان ناپاك و پليد قرار ندهند زيرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه ، در عفت اوست . من مخالف تحصيل كردن خانم ها نيستم . تحصيل كنند و علم بياموزند ، لكن با حفظ نفس و حفظ آبروي اسلام . آن را عمل كردن ، حكم خدا و پيامبر (ص) را زير پا نگذاشتن .

لازمه ي مسلماني ، معتقد بودن و عمل كردن به دستورات قرآن است . سعادت شما نيز در اين كار است . در مورد سعادتمند شدن ، فيثاغورث گفته است : كمترين فرد از مردم ، راه خوشبخت شدن را مي شناسد . اكثريت بازيچه ي هوي و هوس شده و نوبت به نوبت دستخوش امواج مخالف گشته و در روي دريائي كه ساحل ندارد ، چرخ مي زنند و مانند كوران در مقابل طوفان نه حس مطاوعت دارند و نه تاب مقاومت .

امر مهم ديگر ، در انسان مخصوصاً در زن ها مبارزه با صفات نكوهيده ي مكر و حسد است كه بيشتر در آنان وجود دارد . بايد حتي الامكان سعي شود كه اين صفت مذموم را ار خود دور كنند .

در پايان بايد بگويم : اي بانوان و دوشيزگان عزيز ! بدانيد كه هيچ خوشبختي به قدر آرامش دل نيست . سعادت حقيقي بر روي فضيلت بنا شده است . آيا فضيلت و آرامش روح را چه وقت مي توان به دست آورد ؟ البته زماني چنين سعادتي نصيب انسان خواهد گرديد كه در اين درياي بي پايان زندگاني دنيا ، دست به ريسمان محكم توحيد آويزد ، همان طوري كه قرآن مي فرمايد :

« ... و يؤمن بالله فقداستمسك بالعروه الوثقي لا انفصام لها و الله سميع عليم الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور و الذين كفروا اولياوهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات اوليك اصحاب النار هم فيها خالدون »4 سعادت واقعي در اثر ايمان و تقوي پديد خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنيا و دنياي ابدي ديگر هستيد ، پيرو قرآن گرديد و قدم به قدم به سوي حق پا گذاريد . آن وقت ، خوشبختي را احساس خواهيد كرد .5

روحش شاد و راهش پر رهرو

 

 

 

 

§         زير نويس ها :

1 . علماي معاصرين خياباني ص 312

2 . دائره المعارف تشيع ، جلد 2 ص 527

3 . پيشگفتار « اخلاق و راه سعادت » بانو امين ص 3

4 . سوره ي بقره آيه ي 255 – 256

5 . زنان نامي در تاريخ ، فرهنگ و تمدن اسلامي ، عقيقي بخشايشي ، ص 71 – ص 81