بانو امين در سال 1308 هـ . ق متولد گرديد . پدرش حاج سيد محمد علي بن حسن حسيني ، مشهور به امين التجار اصفهاني و مادرش دختر حاج سيد مهدي جناب و دائي ايشان مرحوم شريعت اصفهاني بود .
بانو امين ( 1308 – 1403 هـ . ق )
بانو امين در سال 1308 هـ . ق متولد گرديد . پدرش حاج سيد محمد علي بن حسن حسيني ، مشهور به امين التجار اصفهاني و مادرش دختر حاج سيد مهدي جناب و دائي ايشان مرحوم شريعت اصفهاني بود . ازاوان كودكي ، به تحصيل علم پرداخت و پس از آموزش و يادگيري مقدمات ، در محضر حاج آخوند زفره اي ، سالياني دراز در فقه و اصول فرائد و فصول و كفايه و خارج صلاه و طهارت و در كلام شوراق الالهام و در فلسفه از ابتدا تا الهيات اسفار را در خدمت آقا سيد علي نجف آبادي آموخت .
سپس ايشان در سن پانزده سالگي ، به عقد ازدواج پسر عم خود ، حاج ميرزا معين التجار در آمد و در حين تعهد به انجام وظايف همسري و خانه داري ، سعي در تحصيل علم و كسب آگاهي داشت بدان پايه كه مواقعي كه به ميهماني هم كه مي رفت ، كتاب به همراه مي برد . از استاد او منقول است كه : روزي دختر ايشان در گذشت . من تعيين كردم كه اودرس راتعطيل خواهد كردولي بانو سر درس حاضر شد.چون من گفتم:امروزكه مصيبت زده ايدتعطيل كنيد، گفت : نه مهم نيست . او رفت به رحمت خدا . ما چرا درس را تعطيل كنيم . « خداوند دو نعمت را بر من فراهم آورده بود . يكي را پس گرفت و ديگري را كه درس خواندن باشد ، چرا خودم از دست بدهم .»
در اثر اين گونه استقامت و بذل و سعي و كوشش ، به مراتب علمي بالايي رسيد . از پي امتحان كتبي ، به دريافت اجازه ي اجتهاد از آقاي ميرزا آقاي اصطهبا ناتي ، حاج شيخ محمد كاظم شيرازي ، آيه الله حائري ، آيه الله نجفي مرعشي و همچنين اجازه ي روايت از آقا شيخ محمد رضا مسجد شاهي ، نائل آمد .
اين مفسره ي بزرگ ، كه با 30 واسطه ، نسب مباركشان به اميرالمومنين (ع) مي رسد ، در يك عمر 97 ساله ، در بحراني ترين دوره ها و در زير شديدترين فشارها و تهاجمات ضد ديني حكومت پهلوي ، تحصيلات عميق ، تحقيقاتي وسيع ، تاليفاتي متين و گسترده ، تدريس و تربيت هايي اعجاب انگيز و افتخارآميز و خدماتي شايسته و بي نظير ، در زمينه ي علوم ديني و نشر و ترويج افكار اسلامي ، عرضه نمودند كه نمونه ي بارز آن تدريس ، سخنراني و ارشاد براي صدها زن و دختر علاقمند است .
مهم ترين استاد و مربي حاجيه خانم امين كه نقش اساسي در ساختن شخصيت علمي ، اجتهادي و تفسيري اين بانوي بزرگ داشته است هم چنان كه گفته شد فقيه و حكيم محقق و وارسته آيه الله سيد علي نجف آبادي مي باشد . ايشان مي گويند :« حكمت را دائي ام به من درس داد و يكي نيست كه من به او درس بدهم ، من مي خواهم به اين خانم درس بدهم تااز من يادگاري مانده باشد .»1
هنگامي كه كتاب (الاربعين الهاشميه ) ي بانوي ايراني به حوزه ي نجف رسيد و علماي بزرگ آن حوزه ، با محتواي كتاب آشنايي يافتند ، از انديشه ي بلند مؤلف كتاب به اعجاب رسيدند . همين امر زمينه را براي مقدمات امتحانات دقيق علمي از اين بانو فراهم نمود تا علماء نجف براي دادن اجازه ي اجتهاد به ايشان تصميم گيري نمايند . آيه الله سيد علي نجف آبادي فرموده اند :« بانو امين هر چه در اين كتاب نوشته اند ، از تراوشات فكري خودشان بوده است و ربطي به تعليمات من ندارد » به اين وسيله قدرت تحقيق و افكار بلند خانم علويه امين را مورد تاييد قرار دادند .
مقامات علمي بانو امين : خانم امين در چهل سالگي به درجه اي مي رسد كه بعضي از علما و مراجع تقليد از جمله مرحوم آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري ، آيه الله العظمي شيخ محمد كاظم شيرازي و آيه الله سيد ابراهيم حسيني شيرازي اصطهبا ناتي پس از طرح پرسش هاي بسيار و دريافت پاسخ هاي مكفي و مطمئن به ايشان اجازه ي اجتهاد در احكام شرع را مي دهند . خانم امين همچنين از آيه الله شيخ محمد رضا نجفي اصفهاني و حجه الاسلام و المسلمين مظاهري نجفي اصفهاني اجازه ي روايت دريافت داشت . سپس آيه الله العظمي مرعشي نجفي و حجه الاسلام والمسلمين زهيرالحسون نيز به ايشان اجازه ي روايت دادند .
خدمات فرهنگي بانوامين : بانو امين با احساس مسئوليت اجتماعي و ديني كه داشت در سال 1344هـ .ش ، حوزه اي به نام مكتب فاطمه (س) را براي بانوان تاسيس نمود كه در آن مركز در حدود هزار شاگرد پرورش يافتند . تاسيس اين مكتب ، يك حركت علمي و فرهنگي در ميان جامعه ي زنان بود كه در آن مركز ، بانوان علاقه مند به كسب علم و فضيلت به تحصيل علوم ديني در رشته هاي فقه ، اصول ، حكمت ، عرفان ، فلسفه و اخلاق پرداختند .
-تاليفات بانوامين : ايشان داراي آثار و تاليفات متعددي است كه از آن جمله مي توان به كتب :
1. «الاربعين الهاشميه » كه در سال 1356 هـ .ق تاليف و داراي 334 صفحه در شرح چهل حديث اخلاقي و كلامي است .
2. « اخلاق و راه سعادت بشر » كه اقتباسي از اخلاق ابن مسكويه است در سال 1324 هـ . ش تاليف شد .
3. « جامع الشتات » كه در مسائل مختلف و متفرقه نوشته شده است .
4. روش خوشبختي يا توصيه به خواهران ديني كه در سال 1371 هـ.ق تاليف شده است .
5. سير و سلوك در روش اولياء كه در سال 1323 هـ .ش نوشته شد .
6. مخزن اللئالي در فضايل و مناقب مولي الموالي علي (ع) كه در زمينه ي حديث است .
7. معاد يا آخرين سير بشر كه در سال 1326 هـ . ش تاليف گرديد .
8. تفسير مخزن العرفان كه بانوامين در سال 1326 هـ . ش شروع به تاليف نمود ، يك دوره تفسير كامل قرآن است كه از سوي انتشارات نهضت زنان مسلمان در سال 1361 هـ .ش چاپ و انتشار يافت . اين كتاب از مهم ترين آثار خانم امين است كه در 15 جلد به رشته ي تحرير در آمده و هر جلد ، حدود 400 صفحه است كه در مجموع 6000 صفحه مي گردد. اين كتاب حاوي مطالب عرفاني ، آموزه هاي اخلاقي و شامل حقايق تابناك قرآني است. ايشان در آغاز پيشگفتار ، پس از بازگويي فضيلت قرآن ، تذكرات سودمندي را پيرامون تفسير و علوم قرآني داده و تفسير خود را با سوره ي فاتحه آغاز و با سوره ي الناس با اين سخن به پايان مي برد كه :« از بعضي از علماي تفسير ، وارد شده است كه چون اول قرآن با حروف « با» بسم الله افتتاح گرديد و آخر قرآن ، با حرف سین « والناس » خاتمه پذيرفته است دراينجا سري و نكته اي عجيب مكنون است . زيرا اين حرف «با» و«سين» را وقتي با هم جمع مي كنيم ، در كلمه ي «بس » را تشكيل مي دهد و در عربي «بسبك» به معني «حسبك» آيد و معني آن چنين مي شود : « حسبك من الكونين ما اعظيناك بين الحرفين » يعني :« تو را از هر دو جهان كافي است آن چه را به تو در بين اين دو حرف عطا نموديم .» و يعني بر زن و مرد مسلمان كافي است كه هر دو پيرو آن ( قرآن) باشند ، تا آنان را به سعادت و فيروزمندي دنيا و آخرت برساند .»2
علامه محمد تقي جعفري (ره) در حق خانم امين مي گويند : « با توجه به آثار قلمي كه از خانم امين در دسترس ما است به طور قطع مي توان ايشان را از علماي برجسته ي عالم تشيع معرفي نمود .»3
خانم امين ،آثار خود را ، تحت نام « يك بانوي ايراني » و بدون تصريح به نام خويش منتشر مي نمود .
وفات ايشان : بانو امين ، پس از عمر پر بركت 99 ساله ، كه همه را در راه خدمت به معارف عاليه ي اسلامي صرف نمود و پس از تشكيل صدها جلسه ي درس و تدريس در مراكز عاليه ي علمي و دانشگاه ها ، سرانجام در 29 ربيع الثاني سال 1403 هجري قمري به رحمت ايزدي پيوست و آثار ارزشمندي از خود به يادگار نهاد .
o يكي از خبرنگاران نشريات مربوط به زنان ، مصاحبه اي با آن بانو انجام داده اند كه به علت مشتمل بودن به جزئيات افكار و انديشه هاي علمي آن بانوي مفسره ذيلاً آورده مي شود :
س : ميل داشتم قبل از هر چيز ، در مورد زندگيتان ، تحصيلاتتان و به طور كلي گذشته اي كه عقيده داريم سراپا افتخار است ، شرح كوتاهي بشنويم .
ج : شرح زندگي ام ، خيلي عادي است و حادثه ي مهم و چشمگيري نداشته است . در 15 سالگي ازدواج كردم و مشغول خانه داري و بچه داري شدم . در ضمن به خواندن كتاب از همان * كودكي عشق مي ورزيدم ، ولي نه هركتابي . بلكه با كتاب هايي كه جنبه ي معنويت آن ها زياد بود . درست به ياد دارم در اوقاتي كه همراه بچه هاي هم سن خود بودم ، مثل آنها تفريح و گردش نمي كردم ، بلكه مشتاق بودم بيشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فكر كنم زيرا در وجود خود گمشده اي داشتم.اگر در مجالس عمومي هم مي رفتم باز در حال تفكر بودم و همواره در مقام اين بودم كه پا از جاده ي شريعت بيرون نگذارم . در ميان علوم به خداشناسي و علومي كه مربوط به خداوند بود بيشتر علاقه داشتم . دائم در طلب حقيقتي پويا بودم . سرانجام ، در صدد برآمدم به تحصیل زبان عربي بپردازم ، شايد از اين راه گمشده ي خود را پيدا كنم و به خدا نزديك شوم . در حدود 11 ، 12 سالگي به تحصيل زبان عربي پرداختم ولي لطف پروردگار همواره بدرقه ي راهم بود و در حين تحصيل هم گاهي حالات خوش و نوراني نصيبم مي شد تا اين كه به نوشتن كتاب «الاربعين » موفق شدم . علماي نجف كه از نوشتن اربعين اطلاع پيدا كردند سؤالاتي راجع به نقد آن ، كتباً از من نمودند . پس از آن كه جواب ايشان را دادم درجه ي اجتهاد به من عطا فرمودند . از آن به بعد نيز مشغول تاليف كتاب بوده ام .
س : آيا علم شما بيشتر از راه آموختن بوده يا به شما الهام هم مي شود ؟ در مورد علم و نور علمي توضيحي برايمان بدهيد ؟
ج : آن چه در علوم و معنويات غير از بحث الفاظ فهميده ام بيشتر از همين راه ها بوده و در نوشته هايم ، كمتر از امور خارجي كمك گرفته ام . نمي گويم كه از غيب خبر دارم و از حال و باطن كسي ؛ اما اغلب معنويات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام ، بلكه از اين حالات آورده ام . غالب نوشته هايم : با ارشاد خدا و كمك او بوده است .
- اما علم آن طور كه حضرت رسول خدا(ص)مي فرمايند ، سه قسم است :
1 . « آيه ي محكمه » كه علما تعبير نموده اند مقصود علم خداشناسي است .
2 . « فريضه ي عادله » كه مقصود علم اخلاق و حكمت علمي است .
3 . « سنت قائمه » كه مقصود علم و احكام است و غرض از نور علمي ، همين نور معرفت به خدا ، معرفت به اخلاق خوب و بد و معرفت به احكام شريعت است .
س : اين نور علمي چگونه به دست مي آيد ؟
ج : ابتدا بايد تحصيل علم نمود . تحصيل مقدمه اي است براي به دست آوردن اين نور معرفت . سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام از عمل برآمدن آن ، تزكيه ي نفس ، مبارزه با هواي نفساني و خواهش هاي دل و تمام صفات ناپسندي كه در انسان وجود دارد از قبيل حسد ، كبر ، طمع و محبت دنيا و دورساختن اينها از خود . در صدد كسب ايماني با دليل و برهان و استدلال آمدن ، برآوردن واجبات و بالاخره ترك محرمات نمودن .
س : بهترين كتابي كه خوانده ايد ، چه كتابي بوده است ؟
ج : بهترين كتاب درسي كه براي من خيلي مفيد و قابل استفاده بود « اسفارملاصدرا» بوده است كه در چهارجلد است . من تنها دو جلدش را مطالعه نموده ام و روحيه ام كاملاً با آن كتاب ، مناسب بوده است . اين كتاب ، حاوي يك سلسله معارفي است و براي فهميدن آن ، بايد حتماً يك دوره حكمت خوانده باشيد . بعد از اين كتاب ، بيشتر به كتب اخبار ، احاديث و تفسير علاقمندم ، مخصوصاً تفاسيري هم چون مجمع البيان مرحوم طبرسي .
س : آيا مي توان گفت مردان بهتر از زنانند و برايشان ، يك نوع برتري و تفوق دارند ؟
ج : به هيچ وجه نمي توان چنين حرفي را زد كه همه ي مردان به طور كلي از همه ي زنان برتر هستند . ما زناني چون فاطمه (س) ، خديجه (س) و مريم(س) و بسياري زنان ديگري را داريم كه از خيلي مردها بهتر بوده اند . در بعضي مسائل ، خداوند براي مردان امتيازها قائل شده است . يك مسئله كلي به كلي است نه فرد به فرد . منقصه اي كه در قرآن براي زنان ذكر شده است ، يكي آيه اي است كه در آن بيان شده ، زنان نمي توانند فسخ خصومات كنند و اگر در طرف حِكم واقع شوند از عهده ي مجاب كردن ديگري بر نمي آيند .
منقصه ي ديگر اين است كه زن داراي يك حالت جلوه گري و خودنمايي است و كمتر به كمالات نفساني مي پردازد . البته اين غريزه اي است كه خداوند در او قرار داده است . حكمت حجاب هم ، مسلماً روي همين اصل است . ولي اينها مطالب كلي است و البته بعضي زن ها هستند كه از اين حالت مستثني هستند و درباره ي همه ي زنان به طور كلي صدق نمي كند . مثلاً : ممكن است زني پيدا بشود كه بتواند فسخ خصومات كند يا قضاوت نمايد .
س : آيا اين حالت خودنمايي در زنان بايد كشته شود ؟
ج : در مورد حلال و حرامش خوب است ، ولي در موارد ديگران ، بايد تا حد امكان با آن صفت مبارزه كنند چون باقي بودن اين صفت ، باعث انحراف او مي شود ، زيرا نوعي از شهوت است . در اين كه خداوند اين صفت را در زن قرار داده است حكمتي است كه مردان به او راغب شوند ، ازدواج و در نتيجه توليد نسل صورت گيرد و در ثاني ، زن تحت سرپرستي و مديريت مرد قرار گيرد .
س : به نظر شما ، در عصر حاضر ، بهترين جهاد براي زنان چيست ؟
ج : در موقعيت امروز آن چه براي زنان ، در درجه ي اول اهميت قرار دارد ، اين است كه با نفس و دل خواهي هاي خود ، در مورد زر و زيور ، طرز لباس پوشيدن و به مدل هاي گوناگون در آمدن ، مبارزه كنند . با اينكه اين كار مشكل به نظر مي رسد ولي در نتيجه ي آن به كمالات معنوي زودتر نايل مي شوند . پس بهترين جهاد براي زنان حفظ پوشش است .
س : در پايان تقاضامنديم اگر پيامي براي دختران جوان داريد و اين كه شرط رسيدگي آنان در چيست را بفرماييد؟
ج : همان طور كه در كتاب « روش خوشبختي » نوشته ايم ، سعادت شما به دو جنبه ي جسماني و روحاني بستگي دارد ، كه بايد مراقب هر دوجنبه باشيد . راجع به جنبه ي روحاني ، بايد در صدد تكميل صفات نيك و انساني برآيند و از صفات بارز زن ، همان پاكدامني و عفت است به طوري كه علماي اخلاق گفته اند : عمده ي شرافت زن در عفت است ، آن چنان كه شرافت مرد در شجاعت است . زنان تا حد امكان ، بايد خود را در مقابل چشم مردان ناپاك و پليد قرار ندهند زيرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه ، در عفت اوست . من مخالف تحصيل كردن خانم ها نيستم . تحصيل كنند و علم بياموزند ، لكن با حفظ نفس و حفظ آبروي اسلام . آن را عمل كردن ، حكم خدا و پيامبر (ص) را زير پا نگذاشتن .
لازمه ي مسلماني ، معتقد بودن و عمل كردن به دستورات قرآن است . سعادت شما نيز در اين كار است . در مورد سعادتمند شدن ، فيثاغورث گفته است : كمترين فرد از مردم ، راه خوشبخت شدن را مي شناسد . اكثريت بازيچه ي هوي و هوس شده و نوبت به نوبت دستخوش امواج مخالف گشته و در روي دريائي كه ساحل ندارد ، چرخ مي زنند و مانند كوران در مقابل طوفان نه حس مطاوعت دارند و نه تاب مقاومت .
امر مهم ديگر ، در انسان مخصوصاً در زن ها مبارزه با صفات نكوهيده ي مكر و حسد است كه بيشتر در آنان وجود دارد . بايد حتي الامكان سعي شود كه اين صفت مذموم را ار خود دور كنند .
در پايان بايد بگويم : اي بانوان و دوشيزگان عزيز ! بدانيد كه هيچ خوشبختي به قدر آرامش دل نيست . سعادت حقيقي بر روي فضيلت بنا شده است . آيا فضيلت و آرامش روح را چه وقت مي توان به دست آورد ؟ البته زماني چنين سعادتي نصيب انسان خواهد گرديد كه در اين درياي بي پايان زندگاني دنيا ، دست به ريسمان محكم توحيد آويزد ، همان طوري كه قرآن مي فرمايد :
« ... و يؤمن بالله فقداستمسك بالعروه الوثقي لا انفصام لها و الله سميع عليم الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور و الذين كفروا اولياوهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات اوليك اصحاب النار هم فيها خالدون »4 سعادت واقعي در اثر ايمان و تقوي پديد خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنيا و دنياي ابدي ديگر هستيد ، پيرو قرآن گرديد و قدم به قدم به سوي حق پا گذاريد . آن وقت ، خوشبختي را احساس خواهيد كرد .5
روحش شاد و راهش پر رهرو
§ زير نويس ها :
1 . علماي معاصرين خياباني ص 312
2 . دائره المعارف تشيع ، جلد 2 ص 527
3 . پيشگفتار « اخلاق و راه سعادت » بانو امين ص 3
4 . سوره ي بقره آيه ي 255 – 256
5 . زنان نامي در تاريخ ، فرهنگ و تمدن اسلامي ، عقيقي بخشايشي ، ص 71 – ص 81