ورود کاربر

مقام معظم رهبری«مدظله العالی»: در ماه رمضان در حد توان خودمان بايد مراقبت كنيم، رفتار خودمان را تصحيح كنيم؛ فكرمان را، قولمان را، عملمان را تصحيح كنيم؛ بگرديم اشكالاتش را پيدا كنيم، آن اشكالات را برطرف كنيم. اين تصحيح در چه جهتى باشد؟ در جهت تقوا.

سه شنبه   16 / شهريور / 1389 |   2010 / سپتامبر / 7

 
بازگشت  نسخه چاپي 1388/08/19 مشاهده شده :  295
 


زنان و مقابله با اصول گرايي اسلامي


زنان و مقابله با اصول گرايي اسلامي

 واقعه ي مبارك انقلاب اسلامي در ايران به يكباره خواب طراحان استراتژي همسان سازي را آشفته ساخت . آنها كه انتظار هيچ مقاومتي را در برابر فرهنگ و تمدن غربي كه با سيري شتابان همه ي ملل جهان را در مي نورديد نداشتند ، مشاهده مي كردند كه فرهنگ و تمدن اسلامي در سايه ي انقلاب ايران رؤياي خويش جهاني كردن فرهنگ غرب را بر هم زده است و مردي كه در هيچ آكادمي و كالج غربي تحصيل نكرده بود و هيچ رنگ و بويي از فرهنگ و تمدن غربي نداشت ، با هدف احياي فرهنگ اسلامي به ميدان آمده است و غرب را با همه ي عظمتش به مبارزه مي طلبد و خواستار به قدرت رسيدن مسلمانان در سراسر جهان مي گردد : « من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت ، پول و فريب را نگيرد .»1

جريان انقلاب اسلامي كه غربيان با تعبير بنياد گرايي يا اصول گرايي اسلامي از آن تعبير مي كنند ، موجب گرديد كه طراحان استراتژي همسان سازي ، نگاهي دوباره به طرح ها وبرنامه هاي خود داشته باشند تا بتوانند قدرتمندتر از پيش دنياي قشنگ خود را بنا كنند .

اين كه مي بينيم در طول سالهاي گذشته كساني چون ساموئل ها نتينگتون سخن از برخورد تمدن ها به ميان آورده و به سران كشورهاي غربي و در راس همه ي آنها دولت آمريكا نسبت به بروز اين برخورد اعلام خطر مي كنند ، دقيقاً تحت تاثير بروز انقلاب اسلامي در ابران است .

در هر حال ، چنان كه گفته شد ، نظريه پردازان غربي بيكار ننشسته و براي مهار جريان احياي فرهنگ و تمدن اسلامي به عنوان اصلي ترين مانع استراتژي همسان سازي فرهنگي ، به ارائه ي راهبردها و پيشنهادهاي جديد پرداختند . از جمله كساني كه در اين زمينه به فعاليت پرداخته و تلاش كرده است كه با تحليل موقعيت جهان و به ويژه تاثيرات انقلاب اسلامي ايران بر معادلات جهاني و منطقه اي ، سياستمداران آمريكا را در اتخاذ تصميمات مناسب ياري رساند ، ريچارد نيكسون ، رئيس جمهور پيشين آمريكا ، يكي از مهم ترين بازيگران سياست جهاني دوران پس از جنگ جهاني دوم و از نظريه پردازان قدرتمند كاخ سفيد است . او در كتاب « فرصت را دريابيم» كه در سال 1991 به رشته ي تحرير در آمده است ، به تبيين نقش آمريكا در رهبري جهان پرداخته و در اين زمينه رهنمودهاي مهمي را به سردمداران كاخ سفيد ارائه كرده است . نيكسون در مقدمه ي اين كتاب با بيان اين نكته كه با پايان يافتن جنگ سرد وضعيت جهان پيچيده تر شده است ، مي نويسد :« به نظر من اكنون بر ايالات متحده لازم است كه از اين فرصت براي تامين صلح و گسترش آزادي در سراسر جهان استفاده كند . نظر رايج در ميان عقلاي قوم اين است كه ديگر لازم نيست ما نقش مهمي در جهان ايفا كنيم و رسالت ما پايان يافته است . من نخست با اين نظر مخالفم . پايان يافتن جنگ سرد كار جهان را نه ساده تر ، كه پيچيده تر كرده است يا هر چند برخي از نزاع ها را از ميان برده ، اما به نزاع هاي تازه تر و دشوارتري ميدان داده است . به نظر من ضرورت نقش كانوني ايالات متحده اكنون از ميان نرفته ، بلكه بيشتر از پيش شده است .»2

نامبرده در بررسي وضعيت جهان اسلام ، جنبش هاي گوناگون موجود در كشورهاي اسلامي را به سه جريان فكري اصلي تقسيم مي كند كه عبارتند از : 1 . بنياد گرايي        2 . راديكاليسم                3 . تجدد . 3

نيكسون جريان بنيادگرايي اسلامي را چنين توصيف مي كند :« اين گروه را نفرت شديد از غرب و تصميم به اعاده ي برتري تمدن اسلامي از راه زنده كردن گذشته ي آن به حركت در مي آورد . قصد ايشان حاكم كردن شريعت است ؛ يعني مجموعه ي قوانيني كه پايه در قرآن دارد ، قرآني كه دين و دولت را از هم جدا نمي داند . اينان گرچه گذشته را راهنماي آينده مي دانند ، انقلابي اند ، نه محافظه كار؛مي خواهند پيش از ساختن دنياي نو ، دنياي كهن را نابود كنند.»4

او جريان تجدد طلبان مسلمان را نيز چنين توضيح مي دهد : « جريان سياسي هوادار تجدد كه از همه غالب تر و در عين حال از همه نامحسوس تر است ، در پي آن است كه كشورهاي جهان اسلام را چه از لحاظ اقتصادي و چه از نظر سياسي جزء دنياي جديد كند . تساهل و مدارا دستمايه ي اصلي اسلام تجدد طلب است كه ملت هاي غرب را كافر نمي شمارد و محكوم نمي كند ، بلكه از ايشان مثل ساير اهل كتاب ، با روي باز استقبال مي كند . { ... } پيام اصلي رهبران سياسي تجدد طلب اين است كه كشورهايشان بايد بهترين ارمغان هاي غرب را نيز با فرهنگ و قواعد اجتماعي ملت خود تركيب كنند .» 5

نيكسون آن گاه نتيجه مي گيرد كه :« ما بايد تجدد طلبان را در جهان اسلام پشتيباني كنيم و اين ، هم به سود ماست و هم به سود آنها . اين گروه بايد راه سومي به جز راه بنياد گرايي افراطي و دنيوي گرايي راديكال پيش پاي ملت هاي خود بگذارند .»

كلمات نيكسون به خوبي هراس آمريكا را از رشد جريان اصولگرايي اسلامي در جهان كه به بركت انقلاب اسلامي تحقق يافته است ، نشان مي دهد . اين كلمات هم چنين اميد آمريكا را براي اينكه جريان نوگرا و تجدد طلب در كشورهاي اسلامي بتواند جلوي رشد اصولگرايي را بگيرد ، مشخص مي سازد . اما اين كه نظريه پردازان غربي در عمل چه راههايي را براي مهار اصول گرايي اسلامي برگزيده اند موضوعي است كه بايد از لا به لاي سخنان ديگر تحليل گران سياسي غرب دريافت .

مجله ي انگليسي اكونوميست در ماه اوت 1994 ( مرداد 1373 ) ويژه نامه اي را به چاپ رساند كه موضوع آن اسلام و غرب است . در مقدمه ي اين ويژه نامه ضمن بيان اين مطلب كه اسلام طرز فكر رايج غربي در پايان قرن حاضر را رد مي كند بر اين نكته تاكيد شده كه پديده ي اصول گرايي اسلامي در بيست و پنج سال گذشته رشد چشمگيري داشته است . اكونوميست سپس در مورد نگراني غربيان از اين پديده مي نويسد : اين همان چيزي است كه در ساير نقاط جهان ، بالاخص در بين اروپاييان نگراني هايي را ايجاد مي كند .

 

اين مجله آنگاه خطراتي را كه موج بيداري اسلامي براي منافع غرب به ويژه آمريكا در سطح جهاني در پي دارد بر شمرده است . اكونوميست در ادامه بر ضرورت مهار پديده ي اصول گرايي اسلامي توسط غربيان تاكيد نموده ، سه پيشنهاد را براي مهار مسالمت آميز آن ارائه مي كند كه عبارتند از :

« 1 . هماهنگ سازي اقتصاد كشورهاي اسلامي با سيستم اقتصادي غرب ؛

2 . برداشتن مرزهاي اخلاقي خصوصاً در روابط بين زن و مرد ؛

3 . حاكم كردن اصول دموكراسي غربي در نظام هاي سياسي كشورهاي اسلامي .»7

حدود يك دهه پس از طرح اين پشنهاد ، كالين پاول وزير خارجه ي وقت آمريكا از « طرح مشاركت آمريكايي – خاورميانه اي » خبر داد كه بر سه محور زير بنا شده بود .«همكاري با بخش هاي عمومي و خصوصي و تشويق آنان به سرمايه گذاري و اصلاحات اقتصادي ، پر كردن شكاف موجود در راه آزادي ها و گسترش مشاركت هاي سياسي و حمايت از نقش زنان در جامعه .»8

چنان كه ملاحظه مي شود ، يكي از راهكارهايي كه براي مهار اصول گرايي اسلامي ارائه شده ، برداشتن مرزهاي اخلاقي خصوصاً در روابط بين زن و مرد و ترويج انديشه ي برابري زن و مرد ، به مفهوم غربي آن است كه اين نشان دهنده ي اهميت ويژه ي موضوع زنان و حساسيت فراوان نظريه پردازان غربي نسبت به فرهنگ حاكم بر روابط زن و مرد در كشورهاي اسلامي است . بر همين اساس ، مراكز تحقيقاتي ، بنيادهاي فرهنگي و رسانه هاي غربي تلاش وسيعي را براي تاثيرگذاري بر فرهنگ حاكم بر زنان كشورهاي اسلامي ، به ويژه كشور ايران ، آغاز كردند كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم :« بر اساس گزارش كتاب » فهرست كمك هاي مالي » 9 كه در سال 2001 ميلادي از سوي « مركز بنيادها »10 ، در آمريكا منتشر شد ، تنها در سال هاي 1998 و 1999 ميلادي از سوي بنيادهاي فورد 11 ، راكفلر 12 ، آندرو دبليوملن 13 ، جمعاً مبلغ 000/371/1 دلار براي مطالعه در خصوص « حقوق بشر زناني كه تحت لواي قوانين اسلامي زندگي مي كنند » و « حقوق بشر زنان مسلمان » اختصاص يافته و در اختيار مراكزي چون دانشگاه ايموري در اتلانتا ، دانشگاه كلمبيا و برخي سازمان هايي كه در زمينه ي مسائل زنان فعاليت مي كنند ، گذاشته شده است .»14


مقالات زير بخشي از ده ها مقاله ي منتشر شده توسط يكي از سازمان هاي آمريكايي دريافت كننده ي كمك هاي ياد شده است كه در وب سايت آن سازمان به چشم مي خورد :« مقاومت زنان ايران هم چنان ادامه دارد »(1991) ؛ «رد دستورات ديني »(1991)؛ « مقاومت زنان در مقابل اصول گرايي »(1991 ) ؛ « تحميل حجاب در ايران »(1993) ؛ «اصول گرايي چرا ؟ زنان ايراني و حمايت از اسلام » (1993 ) ؛ « سرچشمه هاي فمينيسم در اوايل قرن بيستم »(1993)؛ «زنان ، اسلام و دولت : فرمانبري و مقاومت »(1996) ؛ « پا را از محدوده بيرون گذاشتن : قرائت هاي فمينيستي از شريعت اسلامي بعد از مرگ خميني در ايران » (1992 )‌؛‌« دختر همجنس باز پاكستاني مقيم آمريكا »(1997)؛ «آيا امكان استفاده از سازمان هاي دولتي و غير دولتي براي دمكراتيزه كردن ايران وجود دارد »(1998)؛ « مهريه : سود يا تشديد وابستگي» (1998)؛ « چالش هاي اصول گرايي »(1998) ؛«جنبش زنان در ايران ؛زنان بر سر دوراهي سكولاريسم و اسلام»(1999)؛ « چشم انداز مباني تساوي زن و مرد در فقه مدرن»‌ ؛ «عقب نشيني اخلاقيون در ايران » (1999). 15

اعلام نظر حاكمان اشغال گر عراق بر ضرورت توجه به برابري زن و مرد ( به مفهوم مورد نظر غربي ها) ، حضور نمايندگان زن كنگره ي آمريكا در عراق و اعلام حمايت از تلاش هايي كه به منظور دستيابي به استانداردهاي مورد نظر انجام مي شود و همچنين حمايت آژانس آمريكايي توسعه ي بين المللي از طرح مباحث مربوط به زنان نيز در همين راستا تفسير مي شود .16

پس از شكست طالبان و استقرار حكومت تحت نفوذ آمريكا در افغانستان ، امريكا ميليون ها دلار براي ايجاد كلوپ هاي آموزشي ،‌ آموزش زنان روزنامه نگار و راه اندازي مراكز زنانه در چهارده استان اين كشور اختصاص داده و همچنين 175 پروژه ي مربوط به زنان افغاني را به انجام رسانده است .17

نگاهي گذرا به برنامه هايي كه تنها در شش ماهه ي دوم سال 1377 از راديوهاي بيگانه در ارتباط با وضعيت زنان در ايران پخش شده نيز مؤيد تلاش گسترده اي است كه از سوي مخالفان انقلاب اسلامي ، به عنوان پيشتاز موج بيداري اسلامي در جهان ، براي دامن زدن به مسائل و مشكلات زنان ايران و تبديل آن به يك بحران سياسي – اجتماعي در جريان است . برخي از عناويني كه در مدت زمان ياد شده مورد توجه راديوهاي بيگانه قرار گرفته ، عبارتند از :« مسئله ي ديه و قصاص در مورد زنان » 18 ، « قضاوت زنان در جمهوري اسلامي »19 ، گزارش گردهمايي تغييرات اجتماعي ايران و نقش زنان »20 ، « بررسي مسئله ي زنان در ايران » 21 ، « گزارش از وضعيت امكانات ورزشي بانوان در ايران»22 ، « گزارش گردهمايي جامعه ي زنان ايراني در پاريس » 23 ،‌« جداسازي زن و مرد » ،«تبعيض جنسي در رژيم هاي اسلامي (گزارش كنفرانس جامعه ي زنان ايراني براي دموكراسي )» 24 ، گزارش تظاهرات چهار گروه و سازمان سياسي ايرانيان در آلمان ( در ارتباط با وضعيت زنان در ايران )»25 و ...

راديو آمريكا در يكي از برنامه هاي خود كه به بررسي وضعيت زنان در ايران اختصاص دارد ، مي گويد :« در بحث پنجشنبه شبمان به بررسي مسئله ي زنان در ايران خواهم پرداخت . مسئله اي كه فكر مي كنم هر قدر هم بحث هفته را به آن اختصاص بدهيم بازهم شايد كافي نباشد . برنامه ي امشب نه تنها به وضع زنان در ايران ، بلكه نقش سازمان هاي بين المللي مخصوصاً سازمان هاي مدافع حقوق بشر در دفاع از حقوق انسان ها به ويژه اقليت ها و زن ها اختصاص خواهد داشت .»26

همين راديو در بخش ديگر خبري خود به نقل از يكي از زنان ايراني مقيم آمريكا مي گويد: « در دوران قبل از انقلاب سال 1979 اگر چه زنان از جهت كسب حقوق مدني ، سياسي و اجتماعي به پيشرفت هايي بارز نايل شده بودند ، اما هنوز محدوديت هايي داشتند كه مهم ترين آن نداشتن آزادي كامل سفر بدون اجازه ي شوهر يا پدر بود . {...} زن ايراني امروزه زني است در بند و اسارت بدون حق واقعي آزادي و حتي دوچرخه سواري و فوتبال را هم بايد با حجاب انجام دهد ، گرچه حجاب يك پديده ي فرهنگ ايراني نيست و در دنياي غرب هم شكل و حالت آن متفاوت است.»27

راديو فرانسه نيز با حديث تمام موضوع وضعيت حقوقي زنان در ايران را دنبال مي كند و از جمله در يكي از بخش هاي خبري خود در گزارش از كنفرانس جامعه ي زنان ايراني براي دموكراسي مي كويد :«عبدالكريم لاهيجي رئيس جامعه ي دفاع از حقوق بشر در ايران و نايب رئيس فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر در سخنان خود به موقعيت تبعيض آميز زن در قوانين ايران پرداخت و اين تبعيض را در چارچوب وسيع تري قرار دارد كه از بنيان گرفتن ساختار حقوقي و سياسي رژيم جمهوري اسلامي ايران بر پايه ي تبعيض حكايت مي كند .»28

راديو آزادي نيز در يكي از برنامه هاي خود به بررسي وضعيت حقوقي زنان در ايران پرداخته مي گويد :« مسئله ي حقوق زنان در جمهوري اسلامي ايران از نگاهي ، ظاهراً به استفاده از حجاب و روسري اجباري محدود است كه البته تنها اين نيست ؛ چون نگاهي عميق تر نشان مي دهد كه حقوق زنان در مسايلي بسيار جدي تر در ايران ناديده گرفته مي شود كه فهرستي بلند بالا از آنها مي توان به دست داد .» 29

راديو كلن نيز ضمن گزارشي از تظاهرات گروه هاي ضد انقلاب در شهر بن ، به نقل از يكي از زنان شركت كننده در اين تظاهرات مي گويد: « سياست هاي ضدزني كه جمهوري اسلامي در ايران طي 20 سال حكومت پيش برده است ، ادامه ي سياست هاي مرد سالارانه و آپارتايد جنسي است كه در رژيم شاه ريشه داشته است ، ولي اين رژيم ادامه داده و به شكل اسلامي اش قوانين ارتجاعي تري را در ايران تپش برده است .» 30

همين راديو از يكي ديگر از زنان تظاهر كننده چنين نقل مي كند :« من معتقدم كه در ايران زنان از ابتدايي ترين حقوق انساني محرومند .»31

ü      خلاصه و نتيجه گيري :

توجه به ديدگاه هاي سياست مداران و نظريه پردازان غربي و عملكرد سازمان ها ، بنيادها و محافل سياسي – فرهنگي امريكايي ، از يك سوو موضع گيري هاي راديوهاي بيگانه و اظهارنظرهاي گروه هاي سياسي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران در خصوص وضعيت حقوقي زنان ايراني ، از سوي ديگر ، به خوبي نشان مي دهد كه چگونه جريان استكبار ، از موضوع زنان براي رسيدن به اهداف خود در مقابله با جريان اصول گرايي اسلامي و احياي هويت اسلامي مسلمانان بهره مي جويد .

با توجه به آن چه گذشت بر همه ي كساني كه دفاع از حقوق زنان را سرلوحه ي فعاليت هاي خويش قرار داده و براي بهبود وضعيت فرهنگي ، حقوقي و اجتماعي زنان ايران اسلامي تلاش مي كنند لازم است كه با درك حساسيت موضوع زنان و توجه به ابعاد سياسي اين موضوع ، تلاش وسيعي را كه دشمنان انقلاب اسلامي براي دامن زدن به مسائل زنان ايران آغاز كرده اند ، خنثي كنند و نگذارند كه دفاع از حقوق زنان به حربه اي براي مقابله با ارزش هاي اسلامي تبديل شود .

H H اين مقاله از آقاي ابراهيم شفيعي سروستاني مي باشد .

ü      زيرنويس :

1.      صحيفه ي نور ، ج 20 ، ص238

2.      نيكسون ، ريچارد ، فرصت را دريابيم ( وظيفه ي آمريكا در جهاني با يك ابرقدرت)،ص 1-2

3.      همان ، ص 245 – ص 246

4.      //

5.      // ، ص 246 ، ص 247

6.      // ، ص 248

7.      رجوع كنيد : آژيني ، محسن ، نشانه هاي خط نفوذ ، رسالت ،3/11/74

8.      حاتمي ، اميد ، مشاركت هاي آمريكايي ، خاورميانه اي ، پگاه حوزه ، ش 82 ، 14/10/81

9 . The Foundation Grant index , 2001

10 //                  // center

11 //  Ford Foundation.

12 //  Rockefeller Foundation .

13 // Andrew  W .mellon Foundation

14 . اسناد كمك هاي مالي آمريكا براي تقويت جريان هاي مخالف در ايران ، كيهان ، 10/2/80

15 . همان ، براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه رجوع كنيد : Http;//Wluml ; org

16 . مجموعه گزارشات تحليلي پيرامون مسائل زنان و خانواده در سال 82 ، شوراي فرهنگي اجتماعي زنان ، ش 3 ، ص 7

17 . همان ص 8

18 . راديو BBC ، 20/7/77 ، ساعت 22

19 . همان ، 4/8/77 ، ساعت 22

20 . راديو آمريكا ، 21/8/77 ، ساعت 30/6

21 . //                       //          //       30/20

22 . //                     //                 //

23 . راديو آزادي ، 21/8/77 ، ساعت 30/19

24 . راديو فرانسه ، 24/8/77 ، ساعت 21

25 . راديو كلن ، 22/12/77 ، ساعت 30/21

26 . راديو آمريكا ،21/8/77 ، ساعت 30/20

27 . همان ، بخش خبري ساعت 30/6

28 . راديو فرانسه ، 24/8/77 ، ساعت 21

29 . راديو آزادي ، 25/3/78 ، ساعت 30/20

30 . راديو كلن ، 5/3/78 ، ساعت 30/21

31. همان