اربعین حسینی
امام صادق(ع): بَکَتِ السَّماءُ عَلَی الحُسَین أربَعینَ یَوماً بالدَّم؛
آسمان چهل روز بر حسین(ع)، خون گریه کرد.
امام عسکری(ع): عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ ... و زِیارَةُ الاربَعینَ ...
مومن پنج نشانه دارد ... و یکی از آنها زیارت روز اربعین است...
بحارالانوار به نقل از سیدبن طاووس؛ لَمّا رَجَعَتِ نِساءُالحُسَینِ(ع) وعِیالُهُ مِنَ الشّامِ و بَلَغوا إلَی العِراقِ قالُو لِلدَّلیلِ: مُرَّ بِنا عَلی طَریقِ کَربَلاءَ فَوَصَلُوا إلی مَوضِعِ المَصرَعِ ... وَ اجتَمَعَت إلَیهِم نِساءُ ذلِک السَّوادِ و أقامُوا عَلی ذلِکَ أیّاماً؛
چون همسران و اهل بیت امام حسین(ع) از شام بازگشتند و به عراق رسیدند، به راهنما گفتند: « ما را از راه کربلا ببر». به قتلگاه شهیدان رسیدند ... در این هنگام زنان اهل آن وادی گرد ایشان جمع شدند و چند روز عزاداری کردند.
عطیّة العُوفي : ... فَخَرَّ[جابِرٌ] عَلَی القَبرِ مَغِشیّاً عَلَیِه فَرَشَشتُ عَلَیهِ شَیئاً مِنَ الماءِ فَأفاقَ ثُمَّ قالَ یا حُسَین ُ– ثَلاثاً – ثُمَّ قالَ: أحَبَیبٌ لا یُجیِبُ حَبیبَهُ ثُمَّ قالَ أنّی لَکَ بِالجَوابِ ... و فُرِّقَ بَینَ بَدَنِکَ و رَأسِکَ؛
جابر به حالت غش روی مزار [امام حسین(ع) ] افتاد؛ به صورتش آب پاشیدم؛ به هوش آمد. آن گاه سه بار گفت: « یا حسین!» سپس گفت: «آیا دوست جواب دوستش را نمیدهد؟» آن گاه گفت: « چگونه می توانی جواب دهی در حالی که بین بدن و سرت فاصله افتاده است؟».