روانشناسی؛ انگیزش
انگيزه از نظر روان شناسان به عوامل زيستي، اجتماعي و هم چنين آموخته هاي محيطي گفته مي شود كه رفتار مبتني بر هدف را در پي مي آورد و آن را مورد تائيد قرار داده و يا از بروز آن جلوگيري مي كند .
روان شناسي
انگيزش 1
انگيزه2 از نظر روان شناسان به عوامل زيستي، اجتماعي و هم چنين آموخته هاي محيطي گفته مي شود كه رفتار مبتني بر هدف را در پي مي آورد و آن را مورد تائيد قرار داده و يا از بروز آن جلوگيري مي كند . بنابراين انگيزه ها ، خاستگاه و منشا دروني دارند و به همين جهت از وجود فرد ، مايه مي گيرند و او را وادار به نوعي فعاليت مي كنند . گروهي از روان شناسان ويژگي هاي شخصيت و تنوع در رفتار آدمي را به عنوان مهم ترين عوامل انگيزشي شناخته اند كه شخصيت آدمي در قالب اين عوامل شكل مي گيرد . هم چنين انگيزه نقش مهمي را در يادگيري ايفا مي كند به اين معني كه اگر براي دستيابي به هدف مشخصي انگيزه اي نيرومند وجود داشته باشد اين منظور آسان تر ، بهتر و سريع تر برآورده مي شود . انگيزه در آدمي ايجاد نيرو مي كند . مثلاً گرسنگي ، تشنگي و يا ميل جنسي در فرد حالتي به وجود مي آورند كه در تعقيب هدف هاي مربوطه كوشش مي نمايد . در هر انگيزه نيروي محركه ي خاصي وجود دارد كه براي تشفي آن فعاليت مي كند . مثلاً گرسنگي ، ايجاد انقباضات دردناك شكمي و تشنگي ، خشكي دهان و گلو را سبب مي شود . اين محرك ها باعث هدايت رفتار خواهد شد و ارگانيزم در تكاپوي غذا و آب مي افتد . بنابراين انگيزه نيرو و هدفي است كه موج بروز رفتار مي گردد .
نكته ي ديگر اين كه بسياري از انگيزه ها را مي توان به آساني در حيوانات و كودكان نوزاد مشاهده كرد زيرا رفتار اين قبيل موجودات انعكاسي بلاواسطه و مستقيم از حالات دروني آنان مي باشد . براي مثال وقتي كه كودك احساس گرسنگي كرد اين نياز دروني خود را بلافاصله ظاهر مي سازد و كودك در ظاهر ساختن آن به هيچ وجه از روش غير مستقيم و ناآشكار استفاده نمي كند . در مقابل كودكان ، افراد بزرگسال جهت بيان نياز خود غالباً از روش هاي ناآشكار و غير مستقيم استفاده مي كنند و قادرند سيراب ساختن نيازهاي خود را به تعويق اندازند . بنابراين در حالي كه مي توان انگيزه ي رفتار كودكان را به آساني و صراحت تشخيص داد كشف انگيزش رفتار بزرگسالان امر چندان ساده اي نيست . با توجه به مطالب فوق ، انگيزه ها به دو گروه تقسيم مي شوند كه عبارتند از :
الف ) انگيزه هايي كه منبع فيزيولوژيكي دارند و به نام انگيزه هاي اصلي نيز خانواده مي شوند مانند گرسنگي – تشنگي كه اگر ارضا نشوند ، موجب به هم خوردن تعادل فرد مي شوند . در حالي كه ارضاي اين نيازها به گونه اي طبيعي ، موجب برقراري نوعي تعادل در انسان مي شود كه اصطلاحاً Homeostasis يا تعادل حياتي ناميده مي شود .
ب ) انگيزه هاي اجتماعي يا ثانويه كه به طور عمده تحت تاثير اجتماعي كه انسان در آن رشد كرده است . قرار دارند و تنها به طور غير مستقيم نيازهاي زيستي او را برطرف مي كنند و ريشه هاي اين انگيزه ، در تاريخچه ي زندگي فرد و در آن چه براي او اتفاق افتاده است ، يافت مي شود . آثار تجربه هاي قبلي انسان در دستگاه عصبي او ضبط مي شوند و تفاوت هاي موجود در اين ضبط شده ها است كه تفاوت هاي انگيزشي را به وجود مي آورد . انگيزه هاي اكتسابي يا ثانويه كه علت ايجاد آن عوامل يادگيري و محيطي بوده و پايه ي فيزيولوژيك ندارند ، در نوع خود حائز كمال اهميت براي ارگانيزم هستند به گونه اي را گاهي انگيزه هاي اصلي را نيز تحت تاثير قرار مي دهند و يا برخلاف جهت طبيعي آن ها فعاليت مي كنند . مثلاًانگيزه ي پيشبرد برخي از مقاصد فردي ممكن است شخصي را به اجتناب از صرف غذا و گرسنگي و روزه داري سوق دهد و عليرغم فشار شديد ، انگيزه ي مزبور * نگردد . در اين حال يك انگيزه ي ثانوي اصلي با قدرتي چون گرسنگي فائق مي شود . در ذيل به پاره از مهم ترين انگيزه هاي اجتماعي مي پردازيم كه عبارتند از :
v 1 . انگيزه ي پيشرفت : از اين جهت كه پيشرفت مي تواند زندگي آدمي را هم از نظر مادي تضمين مي كند و هم مقام و منزلت اجتماعي او را بالا ببرد ، يكي از انگيزه هاي نيرومند به حساب مي آيد . در اجتماع امروزي انگيزه ي پيشرفت احتمالاً پيش از هر زمان ديگري به چشم مي خورد . تحقيقات نشان مي دهد كه هر اندازه انگيزه ي پيشرفت قوي تر باشد . موفقيت نيز به همان اندازه بيشتر خواهد بود . مثلاً اگر دو دانش آموز از نظر توانايي هاي ذهني در سطح يكساني باشند اما از نظر انگيزه ي پيشرفت تفاوت داشته باشند ، نتايج متفاوتي به دست خواهند آورد و اين تفاوت به نفع كسي خواهد بود كه انگيزه ي پيشرفت قوي تري دارد . خانواده ها بايد براي پيشرفت فرزندانشان به اين موضوع توجه داشته باشند و انگيزه هايي قوي براي فرزنداني كه به دنبال پيشرفت مي روند ، ارزش بيشتري قايل مي شوند . اين نكته نيز گفتني است كه انگيزه ي پيشرفت معمولاً از طريق آموزش هاي ويژه و سرمشق قرار دادن افراد موفق به وجود مي آيد . خانواده ها بايد الگوي كامل و موفقي را ارائه دهند تا فرزنداني موفق داشته باشند .
v 2 . انگيزه ي پذيرش و تعلق : وابستگي به ديگران و احساس پذيرش از جانب آنها ، دوست شدن ، گروه تشكيل دادن ، همكاري كردن و ... همه رفتارهايي هستند كه نياز انسان را به معاشرت و بيزاري او را از تنهايي حكايت مي كند . چگونگي به وجود آمدن اين نياز يا اين انگيزه را مي توان به صورت زير تبيين كرد :
وقتي كودك پا به عرضه ي وجود مي گذارد ، براي رفع نيازهاي زيستي خود به طور مطلق به ديگران وابسته است . او نمي تواند هيچ نيازي را بدون كمك فرد ديگري برطرف كند . وابستگي او به ديگران موجب مي شود كه او شيوه هاي آن ها را در ارضاي نيازهاي خود بپذيرد . او به اين خاطر شيوه هاي ديگران را مي پذيرد چون شيوه هاي ديگران را نمي داند . از طرف ديگر ، پذيرش شيوه هاي ديگران در برطرف كردن نيازها ، براي او راحتي به ارمغان مي آورد و در نتيجه تقويت مي شود .وقتي كودك بزرگ مي شود ، طبق تجربه هاي قبلي خود در خانواده به دنبال راه هايي مي رود كه قبلاً تجربه كرده است و بيشتر در جهتي هدايت مي شود كه اجتماع پسند است .
همگام با رشد ، نوع نيازهاي كودك نيز گسترش مي يابد و او به تدريج در مي يابد كه براي رفع بسياري از نيازها ، مثلاً بازي كردن ، بايد با ديگران كنار بيايد . اينجاست كه او به بازي هاي گروهي و در نتيجه ي تشكيل اجتماعات كشيده مي شود . براي اينكه او را درگروه ها راه بدهند مجبور مي شود كه هنجارهاي گروهي را بپذيرد . بنابراين منطقي خواهد بود كه بگوييم اجتماعي بودن ، مورد پذيرش قرار گرفتن و نياز تعلق به ديگران يك پديده ي يادگيري و اجتماعي است .
v 3 . انگيزه ي نياز به امنيت : احساس امنيت عبارت است از : احساس آرامش نسبي از خطر . اين احساس وضع خوشايندي را ايجاد مي كند تا در سايه ي آن فرد آرامش روحي و جسمي به دست آورد . شخصي كه دايماً احساس عدم امنيت ، ترس و خطر مي كند . نمي تواند انسان سالمي باشد ، زيرا در دنياي ذهني خود مدام در حال دفع كردن خطرات احتمالي است و در نتيجه به وسيله ي پرخاشگري و اضطراب واكنش نشان مي دهد . اگر اين حالت ها ادامه يابد فرد را به سوي بيماري هاي جسمي و رواني سوق خواهد داد .
احساس ايمني در سال هاي اوليه ي زندگي توسط خانواده و به خصوص مادر ايجاد مي شود و تكامل مي يابد ، زيرا رابطه ي اوليه ي كودك و مادر ، تجربه ي احساسي و ارتباطي بسيار مهمي را براي كودك پديد مي آورد كه پايه ي احساس امنيت و بسياري از عواطف را در او پي ريزي مي كند و در بزرگسالي احساس ايمني به وسيله عوامل مختلف و متعددي تقويت مي شود و تاثير آنها در مورد افراد متفاوت است ، از جمله اين عوامل سلامتي ، مقام اجتماعي ، ثروت ، پيشرفت در حرفه وسائل خانوادگي است .
v 4 . انگيزه ي نياز به احساس ارزشمندي : مي دانيم كه احساس كفايت و ارزش و اعتبار شخصي از احتياجات اساسي رواني است . انسان براي تامين اين احتياجات و ممانعت از حس تحقير شخصي ناخودآگاه دست به تلاش هايي مي زند و از مكانيزم هاي دفاعي خاصي استفاده مي كند ، زيرا نياز به احساس ارزشمندي ( عزت نفس ) از اهميت والايي برخوردار است .
احساس تائيد و پذيرش از جانب افراد مهم زندگي فرد مانند پدر و مادر ، موجب ايجاد احساس ارزش در وي مي شود كه براي حفظ و تامين سلامت و تعادل رواني بسيار ضروري است . معمولاً اگر به اين نياز خللي وارد شود ، احساس حقارت و گاه نيز خود بزرگ بيني در فرد ايجاد مي شود . اين دو قطب احساسي ( حقارت و خود بزرگ بيني) نشان دهنده ي اين واقعيت است كه فرد به علل اختلال در احساس ارزشمندي ، قادر به درك واقعيات و واكنش هاي ديگران نسبت به خود نيست .
1 . اصول و مباني روان شناسي تربيتي /ص170 – ص 180
2 . Motivation
|